قال علي عليه‌السلام : إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛ امير مومنان عليه‌السلام مي‌فرمايند: همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست، پس به کمتر از آن نفروشيد. (نهج‌البلاغه، حکمت456)

سوال :

در كتاب آموزش فلسفه، در باب شناخت شناسي فرموده‌ايد كه مفهوم وجود از قبيل مفاهيم ثانية فلسفي است. و مفاهيم ثانية فلسفي مستقيما ما بازاء خارجي ندارند بلكه فقط منشأ خارجي دارند. اما در بخش وجود شناسي، بحث اصالت وجود و ماهيت، مي فرماييد كه اصالت از آن وجود است و آن كه متن خارج را پر كرده، وجود است؛ و ماهيت امري است اعتباري. با توجه به اين دو مطلب، اين تعارض را چه‌گونه حل كنيم؟ اگر وجود از قبيل مفاهيم فلسفي است و فقط منشأ خارجي دارد، چطور وجود اصيل مي‌شود و در خارج مصداق و ما بازايي دارد و ماهيات امري اعتباري مي‌شوند؟ چرا مفاهيم ماهوي، مفاهيم اولي شمرده مي شوند و مستقيما به مفاهيم ماهوي ما بازاء خارجي نسبت داده مي شود؟

آنچه اعتباري است مفهوم انتزاعي وجود است، و آنچه اصالت دارد حقيقت عيني وجود است که تنها با علم حضوري درک مي‌شود و اين دو مطلب با هم تنافي ندارند، چنان که مفهوم واجب‌الوجود مفهومي انتزاعي است ولي حقيقت واجب، حقيقي‌ترين حقايق و حقيقت‌بخش همه حقايق است. اما نکته‌اي که موجب مي‌شود مفاهيم ماهوي از مفاهيم اولي شمرده شوند اين است که ذهن نخستين مفاهيم کلي را از مفاهيم جزئي حسي انتزاع مي‌کند، مثل مفهوم رنگ سفيد که بعد از ديدن شيء سفيد به دست مي‌آيد. از اين جهت گفته مي‌شود اين مفاهيم ما به ازاء عيني دارند. اما مفاهيمي از قبيل وجود و عدم و علت و معلول و ساير معقولات ثانيه فلسفي با کندوکاوهاي ذهن به دست مي‌آيد. براي تفصيل بيشتر به کتاب «آموزش فلسفه»، جلد اول، درس 15 و 24 مراجعه کنيد. شايان ذکر است که واژه «حقيقي» دو اصطلاح متفاوت دارد که اشتراک لفظي آنها منشأ اشتباه مي‌شود. براي تفصيل بيشتر به کتاب «تعلقيه ‌علي نهايه‌‌الحکمه»، بحث اصاله‌الوجود‌ مراجعه کنيد.

آدرس: قم - بلوار محمدامين(ص) - بلوار جمهوری اسلامی - مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) پست الكترونيك: info@mesbahyazdi.org