صوت و فیلم

صوت:

ما و شناخت مقام والای حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها

جشن ميلاد حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها (تالار موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)
تاریخ: 
سه شنبه, 10 ارديبهشت, 1392

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَالصَّلَوةُ وَالسَّلامُ عَلَی سَیِّدِ الأنْبِیَاءِ وَالْمُرسَلِین حَبِیبِ إلَهِ الْعَالَمِینَ أبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِهِ الطَّيِبِينَ الطَّاهِرِینَ المَعصُومِین

أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَعَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِی کُلِّ سَاعَةٍ‌ وَلِیًا وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْنَا حَتَّی تُسْکِنَهُ أرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً

تقديم به روح ملکوتي امام راحل‌رضوان‌الله‌علیه و شهداي والامقام اسلام، صلواتي اهدا مي‌کنيم.

فرارسيدن ولادت باسعادت حضرت صديقه کبري، فاطمه زهراسلام‌الله‌عليها را به پيشگاه مقدس حضرت ولي‌عصرارواحنافداه و همه دوستداران اهل‌بيتعلیهم‌السلام تبريک و تهنيت عرض مي‌کنم و از خداي متعال عاجزانه درخواست مي‌کنيم که همه ما را مشمول عنايات و ادعيه زاکيه حضرت صاحب‌الامرعجل‌الله‌فرجه‌الشريف قرار بدهد و عيدي ما را تعجيل در ظهور آن حضرت قرار بدهد، ان‌شاءالله.

خدا را شکر مي‌کنم که حيات و توفيقي افاضه فرمود که در چنين شبي در اين مرکز که به نام مبارک امام‌رضوان‌الله‌علیه مزين است، در سايه عنايت حضرت فاطمه زهراسلام‌الله‌عليها خدمت شما عزيزان که اميدوارم همه نور چشم آن حضرت باشيد، شرفياب شدم و فرصتي شد که عرض سلام و ارادتي به پيشگاه اهل‌بيت‌صلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين و دوستداران و خدمت‌گزاران‌شان داشته باشم.

بالاترین ظلم به مقام اهل بیتعلیهم‌السلام

بي‌مقدمه عرض می‌کنم که يک نگراني و حسرتي احساس مي‌کنم که امثال بنده آن‌طور که بایدوشاید مقام اهل‌بيت‌صلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين را نشناختيم و با اين‌که خداي متعال بهترين، ساده‌ترين، راحت‌ترين و کم‌مؤونه‌ترين راه‌ها را براي ارتباط با آن بزرگواران مقرر فرموده ولی ما استفاده نمي‌کنيم و گويا هيچ راهي نداريم. من اين احساس را دارم که ما چرا آن‌طور که بایدوشاید از اين درياي بيکران رحمت الهي استفاده نمي‌کنيم؟ وقتی اين نگراني و حسرت افزايش پيدا مي‌کند که آدم با صحنه‌هايي از دوستداران و علاقه‌مندان اهل‌بيت‌صلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين مواجه می‌شود که براي اظهار ارادت، سخناني مي‌گويند و رفتارهايي مي‌کنند که هيچ در شأن آن بزرگواران نيست. به‌عنوان نمونه در مورد داستان محاجه آن حضرت با حاکم وقت که در مورد فدک احتجاج فرمودند، در محافل عمومي‌مان این‌طور منعکس مي‌شود که حضرت زهراسلام‌الله‌عليها نگران اين بودند که اگر فدک را از آن‌ها بگيرند نان فرزندان‌شان قطع مي‌شود و بناست آنها گرسنه بمانند! در مصيبت‌ها و مرثيه‌هایی که مي‌خوانند مثلاً روي اين تکيه مي‌کنند که اين‌ها راضي نشدند لقمه ناني به دست کودکان پيغمبرصلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ برسد و حضرت زهراسلام‌الله‌عليها دادخواهي کردند تا اين منبع درآمد را به آن‌ها برگردانند و فرزندانشان رفاه بيشتري داشته باشند! اما مسلمان‌ها قبول نکردند! حقيقتاً عرض مي‌کنم که من خيلي از اين تعبير رنج مي‌برم؛ فاطمهسلام‌الله‌عليها چه کسي بود؟ اهل‌بيت‌صلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين چه کساني بودند؟ حسنين‌علیهم‌السلام چه کساني بودند؟ ما خيال مي‌کنيم که آن‌ها دلشان مي‌سوخت که مثلاً يک مزرعه‌اي از آن‌ها گرفته شود و درآمدشان کم شود؟! کساني که به‌طورقطع برایشان يک کوه طلا با يک کوه خاکستر مساوي بود، ما معتقديم که اگر امروز اين تل الماس و طلا مال آن‌ها باشد و فردا از آن‌ها بگيرند و يک تل خاکستر به آن‌ها بدهند براي اين بزرگواران هيچ فرقي نمي‌کرد، همه دنيا در چشم آن‌ها هیچ ارزشي نداشت. چنين کساني در آن موقعيت، بعد از گذشت چند روز از رحلت پيغمبرصلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ با آن حالت بيماري و شکستگي بيايند سر اين‌که ما گرسنه مي‌مانيم و بچه‌هايمان گرسنه مي‌مانند با مردم بحث و احتجاج کنند؟! اگر این‌چنین نبود که مي‌دانيم کساني که اين حرف‌ها را مي‌زنند غرضي ندارند، جا داشت که اصلاً چنين حرکاتي را ما بزرگ‌ترين اهانت تلقي کنيم؛ درباره چه کسي اين حرف‌ها را مي‌زنيم؟!

يا موقع عزاداري مثلاً صحبت از قبرستان بقيع و اين‌ها مي‌شود، کأنه هيچ مصيبتي از اين بالاتر نيست که مثلاً مجلس ما چه قدر نور دارد و امشب بقيع چراغ ندارد، واي، توي سر بزنيم که چرا بقيع چراغ ندارد يا مثلاً صحن و سرايي ندارد و بعد تصور کنيم که غصه خود اهل‌بيت‌صلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين همين بوده که چرا خانه ما را خراب کردند و چراغ‌هايش را خاموش کردند و اگر هم بتوانيم مثلاً خانه‌اي دارای چراغ پرنور و تزئينات بسازيم خيلي به خاطر همين خوشحال مي‌شوند که عجب قبر مزين و پرنوري داريم! آيا این گونه تصورات در شأن اهل‌بيت است؟! چرا نبايد سطح معرفت‌مان به حدي باشد که بفهميم بزرگ‌ترين مصيبت براي جامعه اسلامي این بود که از برکات وجود اهل‌بیت محروم شدند؟! اهل‌بيت‌صلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين اگر نگران بودند نگرانی‌شان به خاطر دلسوزي بر مردم بود که مردم در گمراهي مي‌مانند و زمينه و اسباب تکامل برايشان فراهم نمي‌شود و نمي‌توانند با ارتباط با اهل‌بيت‌صلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين به مقامات قرب الهي برسند، دلشان از اين مي‌سوخت نه از اين‌که قبرشان چراغ ندارد يا از اين‌که مزرعه‌اي را از آن‌ها گرفتند.

لزوم شناخت صحیح مقام و جایگاه اهل بیتعلیهم‌السلام

ما که به‌اصطلاح درس‌خوانده هستيم و سي، چهل سال کمابيش مشق و درس و کتاب داشتيم و خوانديم و به‌اصطلاح سطح معلومات و فرهنگ و ادب‌ و معرفت‌مان بالاست، نسبت به اهل‌بيت چه‌کار مي‌کنيم؟ اين مقبره حضرت معصومه‌سلام‌الله‌عليها است که شخصيت دوم بعد از حضرت زهراسلام‌الله‌عليها حساب مي‌شوند. البته تفاوت مراتب براي ما قابل فهم نيست که بين اين مقام و آن مقام چقدر فاصله هست، ولي به‌هرحال ما در بين انسان‌ها چند شخصيت خانم مي‌شناسيم که از اهل‌بيتصلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين هستند و مقامات‌شان براي ما قابل فهم و قابل شناخت نيست. يکي از این بزرگواران، حضرت معصومهسلام‌الله‌عليها هستند. ما، _‌به‌خصوص ما طلبه‌ها_ تقریباً هر چه داريم از صدقه‌سر حضرت معصومهسلام‌الله‌عليها است. اگر کمي بيشتر دقت بکنيم اصل اين انقلاب و دستاوردهاي انقلاب و عزتي که نصيب ملت ايران شد مديون حضرت معصومهسلام‌الله‌عليها است. اگر قبر حضرت اين‌جا نبود حوزه علميه اين‌جا تشکيل مي‌شد؟! امامي در اين‌جا تربيت مي‌شد؟! مراجع ديگر تربيت مي‌شدند؟! یا اگر امام نبود آیا اين جريانات اتفاق مي‌افتاد؟! اين پيروزي‌ها نصيب ما مي‌شد؟! اين عزت نصيب جامعه اسلامي مي‌شد؟! اين علومي که از قم به همه دنيا منتشر مي‌شود که متأسفانه خود ما ارزش اين کار را نمي‌دانيم درحالی‌که مثل منبع درخشان و نورافشاني است که با اين انوار علوم و معارف، عالم را تغذيه مي‌کند، همه اين‌ها به برکت همين بارگاه حضرت معصومهسلام‌الله‌عليها است. حالا اضافه کنيد که از آن وقتي که اين بارگاه به وجود آمده تا به حال، چه قدر مريض‌ها شفا پيدا کردند، چه قدر مشکلات حل شده، چه بلاهايي دفع شده، چه زلزله‌هايي بنا بوده واقع بشود و دفع شده، چه وباهايي بنا بوده بيايد و نيامده و چه و چه، چيزهايي که ما نمي‌دانيم. در روايات داريم که بلاهايي که به برکت اولياي خدا از جامعه اسلامي دفع مي‌شود خيلي بيش از نعمت‌هاي ايجابي است که نصيب‌‌شان مي‌شود. همه اين‌ها به برکت اين بانو است که دختري از اين خاندان است، يک دختر جوان مجرد که سن ايشان هم زير بيست سال بوده و ازدواج هم نکرده بودند. الآن هم با اراده و دعا و توجه و عنايت ايشان مشکلات عظيمي در عالم حل مي‌شود که ما خبر نداريم.

اين جمله‌ را از مرحوم آيت‌الله بهجترضوان‌الله‌عليه يادم آمد، به این مناسبت امشب يادي از آن بزرگوار کرده باشيم و از کلام ايشان هم استفاده کنيم. حالا چون آقايان ایشان را ديده بودند و با ايشان آشنا بودند مي‌دانند که ايشان مطالبي را که نقل مي‌کردند سعي مي‌کردند که توأم با ابهام باشد که گوينده‌اش درست شناخته نشود که چه کسي است. حالا به دلایلی ايشان عادتشان بود و خيلي کم اتفاق مي‌افتاد که داستاني را با تمام تفصيلات و اسم اشخاص و اين‌ها نقل بکنند. ایشان مي‌فرمودند که پرسيدند، حالا اینکه پرسش‌کننده چه کسي بود و از چه کسي پرسيدند اين‌ها را اسم نمي‌بردند، مي‌فرمودند پرسيدند که آيا حضرت معصومهسلام‌الله‌عليها فقط براي اهل قم شفاعت مي‌کنند يا براي همه شيعيان؟ جواب داده شد که براي اهل قم ميرزاي قميرضوان‌الله‌عليه کافي است، حضرت معصومهسلام‌الله‌عليها براي همه شيعيان شفاعت مي‌کنند. با این کلام هم مقام ميرزاي قميرضوان‌الله‌عليه و بزرگاني از علماي ما شناخته مي‌شود که چه قدر ارزش دارند و هم اين‌که عنایات حضرت معصومهسلام‌الله‌عليها اختصاص به اهل قم ندارد. چنين گوهري اين‌جا هست با اين فضائلي که همه ما کمابيش اعتقاد داريم، حالا بعضي چيزها را شما مي‌دانيد و من نمي‌دانم و چيزهايي را من شنيدم و شما نمي‌دانيد، ولي همه معتقديم که اينجا جايي است که حاجات مردم روا مي‌شود، به برکت توسل به ایشان گناهانشان آمرزيده مي‌شود و بلاها دفع مي‌شود. چه کساني بيشتر مرهون و مديون اين بارگاه هستند؟ ما طلبه‌ها،که مجموع زندگي‌مان را مديون‌شان هستيم؛ چقدر ياد حضرت معصومهسلام‌الله‌عليها هستيم؟ چه قدر براي رفع حاجات‌مان مي‌رويم به ایشان متوسل مي‌شويم؟ بله، وقتی که حاجتي، سرطاني یا يک بيماري لاعلاجي پيدا مي‌شود آن وقت به ایشان متوسل مي‌شويم، آن‌ هم حالا با يقين باشد يا نه چه عرض کنم، مراتب معرفت مختلف است اما برای حل مشکلات اجتماعي، ديني‌، فرهنگي و خانوادگی‌مان و برای رفع مشکلاتي که براي بچه‌ها و جوان‌هايمان پيش‌بيني مي‌کنيم و نگرانش هستيم، جا ندارد که به حضرت معصومه‌سلام‌الله‌عليها متوسل بشويم و از ايشان بخواهيم که براي ما دعا کنند؟! آيا اين کار را مي‌کنيم؟!

این مسائل سرنوشت‌سازي که براي کشور ما و بلکه براي جامعه اسلامي اتفاق مي‌افتد و موجش در کشورهاي ديگر هم مي‌تواند اثر بگذارد، این‌ها را به اندازه يک بيماري هم حساب نمي‌کنيم که خدمت حضرت معصومهسلام‌الله‌عليها برويم و از ايشان بخواهيم که بی‌بی جان! شما عنايت کنيد آن‌چه مرضي خداست اتفاق بيفتد، آن‌چه به نفع اسلام و مسلمين است اتفاق بيفتد، هوس‌ها و دلخواه‌هاي ما کارها را خراب نکند. آیا اين کار را مي‌کنيم؟! چه قدر؟!

بهترین نتیجه از برگزاری مجالس ذکر اهل بیتعلیهم‌السلام

در اين موقعيتي که به نام حضرت فاطمه زهراسلام‌الله‌عليها دور هم مي‌نشينيم فکر مي‌کنم بهترين نتيجه‌اي که مي‌توانيم بگيريم اين است که به اين نقطه‌هاي ضعف خودمان توجه پيدا کنيم و درصدد بربياييم که اين‌ها را برطرف کنيم. بنده که هيچ، خيلي بزرگ‌تر از بنده کوچک‌تر از اين هستند که قطره‌اي از درياي مقام حضرت زهراسلام‌الله‌عليها را بيان کنند. ما کافي است چيزهايي که امام فرمود را بفهميم، مقامي است که براي ما قابل‌درک نيست، حالا مي‌شود آدم به چيزهايي فکر بکند و کمي ذهنش را نزديک کند اما حقيقت اين است که خدای متعال آن‌چه در خزانه کرمش بود به اهل‌بيتصلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين داده است، يعني اگر فکر کنيم که خدا مي‌توانست بنده‌اي داشته باشد که چيزي بيش از اين‌‌ها داشته باشد آیا چنين بنده‌اي را نمي‌آفريد؟! بخل مي‌کرد؟! وقتي اين‌ها سيده نساء عالمين هستند و همه عالم به برکت وجود آن‌ها آفريده شده يعني برايشان کم گذاشته؟! چيز ديگری هم مي‌شد به آن‌ها بدهد که نداده؟ البته هر چه دارند از خداست و از خودشان هيچ ندارند اما آن چیزی که خدا داده خيلي بزرگ است.

مقام و جایگاه والای اهل بیتعلیهم‌السلام

من گاهي براي خودم این‌طور فکر مي‌کنم که من که هشتاد سال از عمرم گذشته اگر فرض کنيم که مثلاً در اين هشتاد سال، هرروز يک گناه کرده باشم با اين‌که روزهايي بوده که شايد صدها گناه کردم، گاهي آدم توجه ندارد در جايي نشسته دارد نگاه مي‌کند هر یک لحظه‌اي که نگاه مي‌کند يک گناه حساب مي‌شود. ما آن مجلس را مي‌گوييم که يک گناه بود درحالی‌که هر لحظه‌اي که دارد نگاه مي‌کند و هر کلمه‌اي که مي‌شنود يک گناه است و کلی معصيت مي‌شود، اگر چيزي حرام باشد شنيدن هر يک کلمه‌اش يک گناه است. حالا فرض کنيد که روزي يک گناه کرده باشيم، در طول هشتاد سال چه قدر گناه مي‌شود؟ آقاياني که رياضيات‌شان خوب است زود مي‌توانند حساب بکنند، ولي شما اقلاً سي هزار گناه در نظر بگيريد. خب، من که سي هزار گناه کردم با فرض اینکه روزي يک گناه کرده باشم که جمعاً در حدود سي هزار گناه مي‌شود از کسي که اين گناهان را نکرده باشد چه قدر مقامم پايين‌تر است؟!

ما معتقديم خيلي از امامزاده‌ها مثل حضرت ابوالفضل و حضرت علي اکبرسلام‌الله‌عليهم‌اجمعین و خيلي از علما و حتي غير از علما کساني بوده‌اند که در عمرشان عامدانه گناه نکرده‌اند و خودشان اعتراف کرده‌اند. نمونه‌هاي متعددي هست، يکي مربوط به سید مرتضی و سيد رضي‌رحمت‌الله‌عليهما است. من که سي هزار گناه کردم چه قدر مقامم نسبت به آن کسي که هيچ گناهي نکرده، پايين‌تر است؟ براي هر گناهي يک مرتبه حساب کنيد يعني آن‌که گناه نکرده مقامش سي هزار مرتبه از مقام من بالاتر است، سي هزار مرتبه! ولي هنوز معصوم نيست. مقامش نسبت به مقام پيغمبر اکرم، اميرالمؤمنين و حضرت زهراسلام‌الله‌عليهم خيلي فاصله دارد. اگر بخواهیم بگوييم که نسبت آن مقام چه قدر بالاتر است آن‌وقت خواهیم دید که چه مرتبه عظيمي خواهد شد! حالا من هشتاد سالم است مي‌گويم اين تعداد گناه در عمرم کردم، فرض کنيد عمرم صد سال بشود طبعاً بر این تعداد افزوده مي‌شود، اگر هزار سال بشود به همين نسبت افزوده مي‌شود به فرض اینکه گناهان بيشتر نشود ولي آن کسي که اهل گناه نيست آن مقامش محفوظ است يعني من الآن مي‌گويم آن سي هزار مرتبه از من جلوتر است، اگر عمرم طولاني‌تر بود و هزار سال بود سيصد هزار یا سه ميليون مرتبه مي‌شد و اين در اصل وجود من با آن، این‌قدر فرق هست منتها اين‌که عملاً واقع شده حالا سي هزارتاست. آن‌وقت مقام معصوم طوري است که يک نمونه‌اش را که سند داريم اين است که ضَرْبَةُ عَلِیٍّ یَوْمَ الْخَنْدَقِ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ الثَّقَلَیْن؛ شما همه جن و انس را حساب بکنید، الآن شش، هفت ميليارد انسان هستند، از اولي که انسان پيدا شد تا آخري که انسان روي زمين است و جنيان که نمي‌دانيم جمعيت‌شان چه قدر است، اگر عبادت همه اين‌ها را در يک کفه ترازو بگذاریم ارزش يک ضربت علي‌علیه‌السلام در روز خندق، از همه آن‌ها بيشتر است. يعني بين درجه عليعلیه‌السلام با ساير اهل عبادت چه قدر فاصله است؟ تعداد ثقلين چه قدر است؟ ما اگر مؤمن باشيم و خيلي زياد اهل گناه نباشيم تفاوت مرتبه و مقام ما با اميرالمؤمنينعلیه‌السلام به تعداد مجموع جن و انس پايين‌تر است و تازه حالا اين‌ها چيزهايي است که به فهم ناقص ما مي‌آيد و مي‌توانيم حساب بکنيم. اجمالاً بايد بدانيم خيلي مطلب از اين‌ها فراتر است. من خيال مي‌کنم که اين خيلي فکر غلطي نباشد که خدا آن‌چه در خزانه کرم و لطفش بود به آن‌ها داده است. خزانه لطف و کرم خدا چه قدر است؟ شما فکر مي‌کنيد خدا بنده‌اي بهتر از پيغمبر اکرمصلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم دارد؟! ما که نمي‌شناسيم. خانمي بهتر از حضرت زهراسلام‌الله‌عليها در عالم آفريده شده؟ درحالی‌که خداي متعال به عبادت حضرت زهراسلام‌الله‌عليها بر همه فرشتگان مباهات کند که اُنظُروا إلى أمَتي،[1] آن‌وقت مي‌شد به زهراسلام‌الله‌عليها چيزي بدهند و خدا نداده باشد؟! خدا بر ما منت گذاشته که معرفت و محبت اين خاندان را به ما عنايت فرموده است. خود اين معرفت و محبت گوهر نفيسي است و از هر نعمتي که بگوييد ارزشش بيشتر است.

ارزش چادر حضرت زهراسلام‌الله‌عليها

من در دلم اين است که ارزش چادر حضرت زهراسلام‌الله‌عليها که چندين وصله داشت از همه کهکشان‌هاي عالم بيشتر است، براي اين‌که کهکشان‌ها هر چه داشتند چيزهاي بي‌شعوري است، چیزهایی است که خدا به آن‌ها داده و خودشان چيزي کسب نکرده‌اند اما چادر حضرت زهراسلام‌الله‌عليها چيزي است که همه عالميان افتخار مي‌کنند که سايه‌اي از آن چادر به سرشان بيفتد. خدا چنين کسي را و چنين شناختي را نسبت به ایشان به ما داده است اما در زندگي چه قدر ياد حضرت زهراسلام‌الله‌عليها هستيم؟! علامت غفلت از یاد ایشان اين است که اين‌جا چه قدر به حضرت معصومهسلام‌الله‌عليها احترام مي‌گذاريم؟! چقدر به زيارت ايشان مي‌رويم؟! چقدر به ایشان توسل مي‌کنيم؟! این‌ها همه نشانه غفلت است!

الحمدلله خدا به ما شناخت داده و به اختلاف مراتب مي‌دانيم که اين‌ها چه بزرگواراني هستند اما گرفتاري‌هاي دنیا و اشتغالات آدم نمي‌گذارد که به یاد ایشان باشیم ولي سعي کنيم اقلاً آن وقتي که احتياج داريم در خانه‌شان برويم؛ احتياج نه‌تنها آن وقتي که بيماري سرطان داريم بلکه براي گرفتاري‌هاي فرهنگي جامعه‌مان، براي بلاها و فتنه‌هاي آخرالزماني که همه به آن مبتلا هستند، براي نگراني‌هايي که براي آينده دخترها و پسرهاي خودمان داريم در خانه این‌ها برویم. آیا احتياج نداريم کسي در اين‌ها به ما کمک کند؟!

راه توسل و بهره‌مندی از عنايت اهل‌بيتصلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين

مطمئن هستيم تنها چيزي که مي‌تواند در مقابل انبوه اين بلاها مقاومت کند عنايت اهل‌بيتصلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين و توسل به آن‌هاست، برکاتي است که خدا به دست آن‌ها بر جامعه جاري مي‌کند، آن‌ها مجراي فيض الهي هستند؛ يَا أَعْيُنَ اللَّهِ النَّاظِرَةَ وَحَمَلَةَ مَعْرِفَتِهِ وَمَسَاكِنَ تَوْحِيدِهِ، فَمَا شَیْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَأَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَإِلَیْهِ السَّبِیل. اين جلسات و يادبودهايي که خود اين‌ها البته خيلي ارزش دارد و نشانه معرفت و قدرداني و اين‌هاست اما آن‌ها آن وقتي شاد مي‌شوند و بيشتر براي ما دعا مي‌کنند که ما از اين‌ها براي زندگي‌مان بيشتر بهره بگيريم، از حالا تصميم بگيريم که توسلات‌مان را به اهل‌بيتصلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين بيشتر کنيم. توسل هم حتماً اين نيست که آدم مجلس روضه بگيرد و شب تا سحر بنشيند و سينه بزند؛ يک ألسَّلاَمُ عَلَيکِ يَا فَاطِمَةَ المَعصُومِة هم توسل است، بلکه يک توجه قلبي هم اگر صادقانه باشد توسل است. مؤونه‌اي هم ندارد تنها همت و معرفت مي‌خواهد، کافی است تجربه کنيد که اگر اين حالت را يک هفته در خودتان حفظ کنيد ببينيد زندگي‌تان چه طور مي‌شود.

فرض کنید شما مي‌خواهيد يک نامه براي يک شخصيت کشور مثلاً برای يک وزير بنويسيد، این کار چه قدر مؤونه دارد؛ چه طور بنويسيد؟ کجا بدهید؟ به دست چه کسي بدهید؟ آيا برسد يا نرسد؟ ولی خدا چنين معدن شرف، کرامت، نعمت و عزتي براي ما قرار داده که در هر جا که باشیم تنها يک توسل و يک اشاره و توجه برای برقراری ارتباط کافي است. از اين هم مضايقه کنيم؟! آن‌هم براي مهم‌ترين مشکلاتي که سرنوشت کشورمان مرهون حل اين مشکلات است، بقاي اين نظام، بقاي ارزش‌هاي اسلامي، حاکميت اين ارزش‌ها و احکام اسلام در جامعه منوط به بعضي از مسائل اجتماعي سياسي ماست. جا ندارد که توسلي داشته باشيم؟!

 اميدواريم که خدا بر معرفت و محبت و ولايت ما نسبت به اهل‌بيتصلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين بيفزايد، دل‌هاي ناقابل ما را قابل اين معرفت‌ها و این محبت‌ها بفرمايد و به همه ما توفيق بدهد که از دست اين بزرگواران فيوضات الهي را بيشتر دريافت کنيم، قدر آن‌ها را بدانيم و از اين وسايلي که خدا برايمان فراهم کرده، هم براي مشکلات دنيايمان، هم براي مشکلات آخرتمان، هم براي مسائل فردي، خانوادگي، اجتماعي، بين‌المللي و نهایتاً براي تعجيل در ظهور فرزندشان حضرت ولي‌عصرعجل‌الله‌فرجه‌الشريف بهتر استفاده کنيم.

والسلام عليکم و رحمة‌الله و برکاته

 


[1]. انظُروا إلي أمَتي فاطِمَةَ سَيِّدَةِ إمائي قائِمَةً بَينَ يَدَيَّ تَرتَعِدُ فَرائِصُها مِن خيفَتي وقَد أقبَلَت بِقَلبِها عَلي عِبادَتي، اشهِدُكُم أنّي قد أمِنتُ شيعَتَها مِنَ النّارِ.